![]() |
![]() |
|
| هرچه از دوست رسد نیکوست |
|
سالها پیش استادم تعریف میکرد که شبی به حرم امام رضا ع رفته بود که کودک هفت هشت ساله ای رو میبینه که دستش رو به ضریح رسونده و داره به شدت گریه و ناله میکنه استادم هم دلش برای این کودک میسوزه و میگه حتما این کوچولوی نازنین پدرش رو گم کرده اخر شب هم هست و تصمیم میگره که اونو ببره به محل گمشده ها اما وقتی نزدیک اون بچه میشه میبینه که اون بچه سرشو روی ضریح امام رضا ع گذشته و با گریه و بغض میگه : الهی و ربی لا تکلنی الا نفسی طرفة عین ابدا بعد از دیدن این صحنه استادم رو به ضریح میکنه و میگه امام رضا ع من دارم زیارت میکنم و این کودک هم داره زیارت میکنه اما من کجا و اون کجا ؟!!! میلاد امام رضا بر همگان مبارکباد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 16:6 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
آنروزها که امثال قوچانی و عبدی و عطریانفر القابی چون عالیجناب سرخپوش به هاشمی داده و بر او می تاختند شاید کمتر کسی فکر را میکرد که اینان روزی در مدح او قلمسرایی کنند و به عبارتی زیر پرجم او سینه بزنند اما هاشمی که از مشاورین خوبی چون فلاحیان و روحانی بهره میبرد وقتی دید که آنها توانایی خوبی دارند اما هیچ وقت برای خودشان و عقیده شان نیستند و همیشه تابع و تملق گوی کسی هستند و علم دیگران را بر دوش می گذارند از شخصیت ضعیف آنها استفاده کرده و با ترفند زر و زور توانست آنها را جزو دار و دسته بزرگ تملق گویان خود کند و اینگونه شد که آنها به شاعر دربار تبدیل شدند. اما بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری هاشمی خود نیز تغییر کرد و از یک فرمانده به کسی تبدیل شد که تحت تاثیر این و آن منفعل می شد که البته شاید این ناشی از دو شکست سخت در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری بود و در حالیکه او زمانی همه معترضان را به بهانه حمایت رهبری از او خاموش میکرد درست برخلاف مسیر ولایت گام برداشت تا جایی که اجنبی ها از این مواضع او مسرور شدند و شبکه های مختلف ماهواره ای که سالها بر علیه او فعالیت میکردند طرفدار او شدند فتنه های سهمگین نیز مزید برعلت بود تا او روز به روز از رهبری و مردم جدا شود اما اینبار رهبر معظم انفلاب با هنرمندی تمام و با استفاده از روش هاشمی بر علیه او کاری کرد تا بجای اینکه هاشمی مهاجم تیم ضد انقلاب در زمین خودی باشد به مدافع این مرز و بوم تبدیل شد تا جایی که هاشمی اعلام کرد که برای اداره کشور هیچ کسی توانمندتر از رهبر معظم انفلاب نداریم ُ البته این رفتار هاشمی باعث شد تا افرادی نظیر مهاجرانی که روزی لقب امیرکبیر ایران و سردار کبیر میدادند اکنون در پی حذف او باشند و اعلام میکنند که هاشمی رهبر جریان ما نیست.
لطفا نگید که من تغییر موضع دادم اینو اجبارا و بعد از درخواست دوستانم که برای هاشمی مطلب بنویس نوشتم اما هنوز نمیدانم اینی که نوشتم در مدح اوست یا بر علیه او !!! (عاقلان دانند). |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 16:49 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
تندیس سبز فرض کنید اقای مجری خاتمی را در حضور بیش از یک میلیون نفر برای ایراد سخنرانی دعوت کند و عده ای کمتر از دو هزار نفر او را هو کنند و خطاب به وی شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر دروغگو سر دهند ایا میدانید در روز بعد از ان چه اتفاقی می افتاد روز بعد رسانه های اصلاح طلب صدها تیتر و گزارش و مصاحبه را در محکوم کردن این عده میدادنند و این گروه را ملقب به گروه فشار شعبون بی مخ بی منطقها و اوباش می کردند اما در روز قدس در حالی که رئیس جمهور سخنرانی میکرد یک عده کمی از موج قرمه سبزی وی را هو کرده و شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر دروغگو سر دادند. حالا فرض کنید اقای خاتمی میخواهد نماز را در حضور بیش از یک میلیون نفر اقامه کند و عده ای در صدد بر هم زدن نماز باشند و شعار دهند دروغگو قاتله نمازش باطله ایا روز بعد همه رسانه های اصلاح طلب و غربی و سلطنت طلب! به انها انگ بی دینی نمیزدند؟ اما در روز قدس عده کمی چنین کردند و با با هیاهو و سوت و کف و شعار دروغگو قاتله نمازش باطله بدنبال بر هم زدن نماز جمعه ملیونی روز قدس شدند. حالا تصور کنید که اقای خاتمی در حال اقامه نماز است و جمعیت میلیونی روزه دار و تشنه در زیر افتاب داغ به او اقتدا کرده اند اما عده ای در گوشه ای ایستاده و علنی به خوردن اب مشغولند ایا اصلاح طلبان زمین و زمان را بهم نمیدوختند و عبارت ادب مرد به زدولت اوست را در همه جا پخش نمیکردند اما عده کوچکی در روز قدس علنا مشغول روزه خوری بودند گویی که روزه خوری هم پز دارد!. اما اگر اقای خاتمی در حال سخنرانی بود و عده ای نیز عکس او را اتش زده یا پاره میکردند نا اصلاح طلبان چه میکردند ایا با مظلوم نمایی گوش فلک را پر نمیکردند اما در روز قدس برخی از اصلاح نا پذیران چنین کردند. اما در اتفاقی نادر فرض کنید که اقای خاتمی در حال سخنرانی است و عده ای کمتر از دو هزار نفر در مقابل جمعیت میلیونی مردم فریاد زنند دروغگو دروغگو ۶۳ درصدت کو؟ ایا اصلاح طلبان تا ماهها بعد از این جریان انها را مورد تمسخر قرار نمیدادند و انواع لقبها را به انها نمیدادند و صدها کاریکاتور برای انها نمیکشیدند لیکن این امر در روز قدس اتفاق افتاد و عده ای چند صد نفری در مقابل جمعیت میلیونی مردم فریاد میزدند دروغگو دروغگو ۶۳ درصدت کو؟!!! (جل الخالق عجب موجوداتی هستند اینها) بنده میخواستم درباره حضور خاتمی موسوی و کروبی و استقبال بیش از یک میلیون نفر از انها با شعار مرگ بر منافق و ترجیح فرار بر قرار توسط این جنابان هم بنویسم اما با توجه به توصیه های امام خامنه ای در عظیم ترین نماز عید فطر تاریخ از این امر صرف نظر میکنم عید بر شما مبارک
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 22:0 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
چهار چیز برگشت ندارد ۱. سنگ پس از انکه پرتاب شد 2. دشنام پس از انکه گفته شد 3. تهمت پس از انکه روا شد ۴. رنگ سبز سیدی پس از انکه رنگ نفاق شد خدا رو شکر بعد از این انتخابات به هیچ کدوم از اینها عمل نشد اما توی این ماه مبارک میشه توبه کرد رجب و شعبان بگذشت و ما از خود نگذشتیم خدایا تو خود از خطاهای ما بگذر جلوه کن ای ماه پشت ابر شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس تا نیاید مهدی زندگی دشوار است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 20:41 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
یکی بود که حدود ۲۰ سال غیبت داشت، بعدش با بزرگترش یعنی محمد خاتمی اومد به صحنهُ. اما این آقا که فکر میکرد مردم از دهه شصت چیزی یادشون نمیاد شروع کرد به نطق های آتشین انتخاباتی که چندتاشو با هم مرور میکنیم. این آقا ُ البته من برای اینکه غیبت نشه اسمشو نمیارم گفته گشت ارشاد رو جمع میکنم. حالا به اینکه اصلا این قضیه توی حیطه وظایف ایشون هست یا نه کاری ندارم اما جالب اینکه حاج آقای سراجالدين موسوي كه الان از فعالان و مسئولان ستاد ایشونه و در دوران نخست وزيري همون آقا از فرماندهان كميته انقلاب اسلامي بوده كسي است كه بخشنامهاي را كه « جمع كردن دختران و پسران بد حجاب از سطح شهر، عدم صدور گواهينامه و ويزا و ... براي زنان و مردان بدحجاب، كوتاه كردن اجباري موهاي پسراني كه از حد متعارف بلند بود و ... » از مفاد آن بودهاند، رو ابلاغ میکنه. دوباره همون آقا بعد از کلی غیبت غیر موجه از صحبتهای دکتر احمدی نژاد در اجلاس ژنو انتقاد کرده و در اولین نطق تلوزیونی خودش گفته که ما زمانی میتوانیم از فلسطین حمایت کنیم که خود قوی باشیم اما از شانس بدش کلاغه خبر میده که ایشون در تاریخ ۳/۱۱/۱۳۶۰ در مصاحبه ای با مجله «پيام انقلاب» برای فرستادن نیرو به جنوب لبنان اعلام آمادگی میکنه و میگه:ما آمادگى شركت كردن در يك نيروى مسلح براى مبارزه با اسراييل را داريم. . . ما بارها اعلام كرده اون آقا ، وقتی میخواد بالا شهر سخنرانی کنه روی بنر تبلیغاتی ایشون مینویسن همه با هم ( دختر پسرا ) ولی وقتی پایین شهر میخوان صحبت کنن مینویسن «فرزند زهرای مرضیه»، منم که آدم حساسی هستم کلی تحت تآثیر قرار گرفتم حالا بماند ایشون همچنین از آزادی بیان صحبت کرده و و از نبود آزادی اندیشه گفته و کلی به دولت فعلی انتقاد کرده ، اما دوباره کلاغه اومد و گفت ایشون در یک گفتار تلوزیونی در سال ۱۳۶۵ گفته به این دهنها و قلمها هشدار میدهیم که به دولت ایراد نگیرند. منم البته چون خبرنگارم کلی ترسیدم و قلبم ریخت تو جورابم. اما از اون جالبتر اینه که ایشون وقتی میخواست برای ثبت نام به وزارت کشور بره با ماشین پراید به اونجا رفت اما بعدش که میخواست به اصفهان بره با هواپیمای چارتر و دربستی رفت. اما ایشون که خبر از کمبود بودجه و امکانات برای برنامه های تبلیغاتی خود می داد به یک باره اعلام شد ستادانتخاباتی ایشان قرار دادی برای چاپ و نشر ۱۷۰ میلیون پوستر و بروشور انتخاباتی با کاغذ مرغوب با ۲ پیمانکار بزرگ منعقد کرده که ضمن چاپ و نشر این پوستر ها قرار است 6000 متر مربع بنر تبلیغاتی را نیز چاپ و تحویل ستادشان بدهند و در حالیکه دست نوشته یک شهروند در پشت ویترین مغازه بهترین تبلیغ از سوی ایشان عنوان شده بود، صدها میلیون پوستر انتخاباتی و تی شرت در میان هوادرانش توزیع شد ایشان همچنین گفته اند خوشحالم كه امروز خدمت شما هستم و در مهمترين رسانه به سخنراني مي پردازم، در اين چند سال متأسفانه محروميت تصوير داشتم اما دوباره کلاغه اومد و گفت که در زمان پخش برنامه پنجره شبانه از ایشان دعوت شده بود و خود ایشون قبول نکرده بود. جالب اینکه اخوي هاشمی رفسنجانی یکی از روسای صدا و سیما در زمانی است که ایشان ادعا کرده بود ممنوع التصویر بوده است و باید پرسید شما که مشاور دولت هاشمی بودید چه کرده اید که خود آنها هم شما رو ممنوع التصویر کرده بودند؟ ومیرسیم به بحث شیرین اقتصادی جناب ایشون که کلی به دولت گیر داده و از تورم ۲۵ درصدی گفته یهو کلاغه دوباره اومد و خبر داد که متوسط تورم در دولتهاي هاشمي و موسوي بالاترين؛ خاتمي و احمدينژاد كمترين بوده گزارش مشترك بانك مركزي و صندوق بينالمللي پول حاكي است: طي 28 سال گذشته، بالاترين ميانگين نرخ تورم در دولتهاي هاشمي رفسنجاني و ميرحسين موسوي به ترتيب با ارقام 25.3 و 19.2 درصد به ثبت رسيده است. این رو هم اضافه کنید که ایشون در توجیه سکوت ۲۰ ساله خودش گفته که در این چهار سال احساس خطری کردم که در ۲۰ سال گذشته نکرده بودم البته ایشون یه حرف جالب دیگه هم زده ایشون در سال ۶۵ در یک برنامه تلوزیونی گفته تورم ۹۰ درصدی مکزیک را ببینید نگوئید اینجا تورم زیاد است چشم من هم که اصلا چیزی نگفتم در اين ميان گویا وضعيت چاي كاران بيش از همه خاطر ایشون را رنجيده كرده اما اگر درباره اوضاع باغهاي چاي و چايكاران دهه اول انقلاب كمي جستجو و به مطالبي دست پيدا كنيم؛ نامه امام جمعه لاهيجان و نماينده مردم آستانه اشرفيه در مجلس به ایشان از زندگي در حال سقوط چايكاران خبر ميدهد تا جایی که چای کاران در نامه ای به ایشان زندگی بیش از 500 هزار چایکار را در آستانه سقوط عنوان کردند. و در شرايطي كه ایشون در نخستين نطق تلويزيوني اش مدعي شده بود كه پول نفت هم در دست نداشتم که مردم را با اتوبوس به جلسات سخنرانی بکشانم سايت وابسته به او، چند ساعت پس از صحبتهایش، مبادي حركت اتوبوس ها از نقاط مختلف تهران براي اعزام حاميان ایشان به ميتينگ تبليغاتي وي در استاديوم 12هزار نفري آزادي را اعلام كرد البته بعد از مراسم این اتوبوسها ترافیک سنگینی رو در محدوده برگزاری میتینگ ایجاد کردند. اما این یکی دیگه اخرشه میگی نه خودت بخون طي سندي به شماره 56346 دفتر اسناد رسمي شماره 284 حوزه ثبتي تهران، شش دانگ يك باب خانه چهار طبقه به متراژ جمعاً 1160 متر از اموال نخست وزيري به نام ایشون منتقل شده است، و البته این قصه سر دراز دارد ... برای اینکه نگید اینا رو از کجا در اوردی لطفا به سایت حامی این اقا . تابناک . اینده نیوز . جهان نیوز . رجا نیوز و خبرگزاری فارس مراجعه کنید یه روز توی یکی از خبرگزاریهایی که سابقا مشغول بکار بودم یکی از دوستام با یکی یه مصاحبه گرفت و اون طرف درخواست کرد که اسمشو نزننُ دوستم برای اینکه حرف طرف رو نشکونه بجای اسم طرف نوشت به نقل از یک منبع اگاهُ اما عکس طرف رو گذشت روی خبر حالا فهمیدید چرا عکس بالا رو گذشتم ُ مجبور بودم میفهمی مجبور بودم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 20:38 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنْ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيرُ الرَّازِقِينَ دعا کردم به کاملترین مراتب ایمان برسیم
دعا کردم امسال از تنهایی در بیاییم و زیباترین یوسف زهرا بیاد
دعا کردم که به هر انچه خدا مقدر کرده راضی باشیم چون ما مهمان سفره او هستیم
دعا کردم خالق مهربان ما را وسیله ی صلح و اشتی قرار دهد
و ارزو کردم که به همه ارزوهای زیبا برسیم
و اکنون دعا میکنم در سال اصلاح الگوی مصرف در همه چیز صرفه جویی کنیم بجز در عشق به خدا و بنده های خوبش |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 20:33 توسط سید مجتبی حیدری |
|
از لابلای اتش و خون جمع کرده اند اوراق مقتلی که خبرها در او گم است
کودکان غزه امشب در برابر تانکها تک و تنهایند عباس را به یاریشان بطلبید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 14:52 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
حجاج خانه خدا دارن بر میگردن ما هم رفتیم دیدن یکی دوتاشون اما دلم خیلی گرفت اخه مثل سالای قبل تا ازشون درباره خانه خدا صحبت میکردم بجای صحبت از صاحب خانه از خانه برام تعریف میکنن حتی از اونیکه خانه خدا به خاطرش شکافته شد هم صحبتی نمیشه . بعد از تبریک عید قربان و عید غدیر با اجازتون یه مطلب درباره حج از کتاب الهی نامه حسن زاده املی براتون میذارم الهى خانه كجا و صاحب خانه كجا؟طائف آن كجا و عارف اين كجا؟آن سفر جسمانى است و اين روحانى.آن براى دولتمند است و اين براى درويش.آن اهل و عيال را وداع كند و اين ما سوا را.آن ترك مال كند و اين ترك جان.سفر آن در ماه مخصوص است و اين را همه ماه و آن را يكبار است و اين را همه عمر.آن سفر آفاق كند و اين سير انفس، راه آن را پايان است و اين را نهايت نبود.آن ميرود كه برگردد و اين ميرود كه از او نام و نشانى نباشد.آن فرش پيمايد و اين عرش.آن محرم ميشود و اين محرم.آن لباس احرام ميپوشد و اين از خود عارى ميشود.آن لبيك مى گويد و اين لبيك ميشنود.آن تا بمسجد الحرام رسد و اين از مسجد اقصى بگذرد. آن استلام حجر كند و اين انشقاق قمر، آنرا كوه صفا است و اين را روح صفا.سعى آن چند مره بين صفا و مروه است و سعى اين يك مره در كشور هستى.آن هروله ميكند و اين پرواز، آن مقام ابراهيم طلب كند و اين مقام ابراهيم.آن آب زمزم نوشد و اين آب حيات. آن عرفات بيند و اين عرصات.آنرا يك روز وقوف است و اين را همه روز.آن از عرفات بمشعر كوچك كند و اين از دنيا بمحشر.آن درك منى آرزو كند و اين ترك تمنى را، آن بهيمه قربانى كند و اين خويشتن را.آن رمى جمرات كند و اين رجم همزات.آن حلق راس كند و اين ترك سر. آنرا لا فسوق و لا جدال فى الحج است و اين رافى العمر.آن بهشت طلبد و اين بهشت آفرين.لاجرم آن حاجى شود و اين ناجى. ببخشید که دیر اپ میکنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 22:41 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
رمضان را دوست دارم ، و بیشتر دلم برای نیمه شبهایش پر میزند دوست دارم در این شبها به آسمان نگاه کنم و با صدای بلند به خدای خود بگویم شبهای این ماه را چون به نام توست دوست دارم دوست داشتم اگر میشد در محراب مسجد کوفه مینشستم انجا که هنوز صدای شکسته شدن فرق علی به گوش میرسد و به اسمان نگاه میکردم دوست دارم به مدینه بروم اما نه در کوچه هایش اخر طاقت شنیدن صدای سیلی ندارم فقط میخواهم برای دل حسن گریه کنم دوست دارم پرواز کنم و بروم بارگاه سلطان خراسان که شنیدهام عادت دارد رمضانها، سفرهی خود را با غلامان و خدمتکاران یکی کند خدایا این نیمهشبها را به خاطر تو دوست دارم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 5:39 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
سالها پیش یکی از لاتهای معروف یکی از شهرها میمیره و اونو میبرن نجف کنار قبر علی فاطمه خاکش کنن اما چون به عیاشی و عربده کشی معروف بوده هیچ کی حاضر نمیشه بالای سر اون نماز بخونه تا اینکه یه دهاتی بادیه نشین که با گاوش از اون محل رد میشد با درخواست بچه های اون لات بالا سر جنازه می ایسته و نماز میخونه و دفنش میکنه یه چند وقتی میگذره تا اینکه پسر بزرگ پدرشو توی خواب میبینه که توی بهشته از پدرش میپرسه شما با اون همه گناهی که انجام دادی چجوری رفتی بهشت و پدر پاسخ میده همش بخاطر اون نمازی بود که اون دهاتی خوند و پسر میره دنبال اون دهاتی تا ببینه اون توی نماز چی گفته و بعد از پیدا کردنش اون بادیه نشین میگه توی نماز گفتم ای خداوند متعال و مهربان اگه الان یه مهمونی بیاد پیشم گاوم رو که همه دار و نداره منه براش ذبح میکنم تا گرسنه نمونه و رسم مهمون نوازی رو بجا بیارم تو که خدای بخشش و رحمتی چجوری میخوای از این مهمونت پذیرایی کنی حالا من هم میخوام بگم ای خدای مهربون اون که لات بوده اما پدرم به خوبی معروف بوده و الان ۱۴ ساله که مهمون توه و از تو بعیده که رسم مهمون نوازی رو به جا نیورده باشی خدا جون مراقب پدر و مادرم باش
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 12:7 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ناصحم گفت! که جز غم چه هنر دارد عشق
گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟ |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|